مقاله مدیریت شماره 18 (5 مقاله)
مقاله در پسوند آفیس (doc) می باشد و قابل ویراستاری می باشند
درباره مدیریت انگیزش در سازمان 10 صفحه 
چرخه مدیریت بهبود بهره وری در سازمانهای تولیدی 11 صفحه 
خلاصهای از برنامه ریزی استراتژیك و مدل برایسون  14 صفحه
چند توصیه برای آموزش مدیریت   24 صفحه
خلاقیت همراه با مدیریت تغییر  14 صفحه

برای خرید کلیک کنید
**
در زیر نمونه ای از هر 5 مقاله را به ترتیب خواهید دید

درباره مدیریت انگیزش در سازمان
     وضعیت دنیای كسب و كار امروز و رقابت روزافزون در عرصه های مختلف تجارت بیانگر آن است كه سازمان هایی كه در پی كسب نتایج مطلوب هستند، باید نیروی كار با انگیزه ای داشته باشند. فراگیری روش های ایجاد انگیزه در افراد، از جمله مهارت های مهمی است كه هر مدیر باید از آنها برخوردار باشد.
     انگیزه عبارت است از میل و اراده فرد به انجام یك كار، در گذشته تصور می شد كه انگیزه باید خارج از وجود افراد به آنها تزریق شود، اما امروزه اعتقاد بر این است كه هر فرد به وسیله یك سری نیروهای مختلف درونی و بیرونی انگیزه پیدا می كند. بهترین كار این است كه كاركنان را ترغیب كنید تا انگیزه خود را با نیازهای سازمان همسو كنند. امروزه سازمانها برای بهره برداری بهتر از توانایی های بالقوه كاركنان به سرعت از ساختار (دستوردهی - نظارت) فاصله می گیرند و به سمت (توصیه - توافق) روی می آورند تا از این طریق بهتر بتوانند در افراد ایجاد انگیزه كنند. این تغییر نگرش زمانی آغاز شد كه كارفرمایان متوجه شدند پرداخت پاداش بسیار اثربخش تر از تهدید آنها به تنبیه و توبیخ است، پذیرش تكنیك های انگیزشی مدیران به وسیله كاركنان هر سازمانی مستلزم آن است كه قبلاً محیطی برای آنها ایجاد كرده باشد كه در آن، یك سری نیازهای مهم انسانی برآورده شده باشد. به كارگیری پاره ای از این تكنیك ها كه زمینه ساز ایجاد انگیزه از سوی مدیران برای بهبود كیفیت و پیشرفت امور سازمانی است معطوف به نكات زیر است:
     اولاً: كاركنان سازمان باید از نقش خود و اهمیت آن باخبر باشند، برخورد خوب با كارمندان از دیگر روش های ایجاد انگیزه است. به كارمندان خود احترام بگذارید تا آنها نیز به شما احترام بگذارند. تا آنجا كه در توان شماست به شرایط كار و مسائل مربوط به حقوق و پست و موقعیت، امنیت شغلی و جو محیطكار توجه و به موقع به آنها رسیدگی كنید تا افراد در محیطی راحت و با خیالی آسوده كار كنند. با مشكلات شخصی كه هر از گاهی برای كارمندانتان پیش می آید برخوردی مثبت و سازنده داشته باشید و با آنها ابراز همدردی كنید. كارمندان خود را به شركت در تصمیم گیری ها تشویق كنید و تا آنجا كه ممكن است افراد را در جریان امور قرار دهید.


****************

چرخه مدیریت بهبود بهره وری در سازمانهای تولیدی
مقدمه 
آنچه در سازمانها مزیت رقابتی ایـــجاد می كند، بهره وری به معنای بكارگیری و تركیب موثر منابع موجود در سازمان است. بهبود اثربخش بهره وری همانند سایر مولفه ها و فرآیندهای نرم افزاری سازمانی از الزامات كار سازمانی است كه در ذات و خمیرمایــه بهره وری بهبود نهفتـــه است و مشروعیت بهره وری در بهبود و اصلاح آن است. استقرار چرخه مدیریت بهبود بهره وری موجب مــــی گردد كه بهره وری به صورت یك فرآیند دائمی ارتقا یابد و مسیر بهره وری مشخص و بسترسازیهای لازم صورت گیرد. حركت بهره وری لازمه رشد و پیشرفت سازمان بوده و به نهادی شدن امر بهبود در نظامهای مختلف سازمانی منجر خواهد شد.
در این مقاله به برخی راهكارهای عملی استقرار چرخه مدیریت بهبود بهره وری اشاره خواهد شد كه بیشتر مبتنی بر تجارب نگارنده در یكی از سازمانهای بزرگ صنعتی است. 
فرآیند چرخه مدیریت بهبود بهره وری
چرخه مدیریت بهبود بهره وری فرآیندی است كه طی آن بین مجموعه عوامل تولید بهترین تركیب حاصل و متناسب با شرایط درون و برون سازمانی در بهره وری تغییراتی حاصل می گردد. چرخه مدیریــــت بهبود بهره وری را می توان به مراحل زیرخلاصه كرد^:

1 - مرحله اندازه گیری بهره وری: برای شناخت وضعیت موجود بایستی ابتدا نوع شاخصهای مناسب اندازه گیری در هر زمینه و در سطوح سازمانی، بخشی و ملی مشخص و تعریف شوند و برای كمیت هریك از شاخصــها و جنبه های كیفی آنها در حد لازم هدفهای مربوط تعریف و مورد توافق قرار گیرند.
2 - مرحله ارزیابی و تحلیل بهره وری: در این مرحله با تحلیل و ارزیابی شاخصهای اندازه گیری بهره وری و تعیین نقاط قوت و ضعف آن، شرایط برای بهبود وضعیت موجود براساس چرخه بهره وری فراهم می شود(1). در تحلیل و ارزیابی فرهنگ بهره وری بسیاری از ریشه های عقب ماندگی بهره وری سازمانها مشخص و می توان از دل تحلیلها به راهكارهای عملی نیز دست یافت.


******************

خلاصهای از برنامه ریزی استراتژیك و مدل برایسون
 تعریف برنامه ریزی
برنامه ریزی عبارتست از فرایندی دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولید یك خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات. برنامه ریزی فكر كردن راجع به آینده یا كنترل آن نیست بلكه فرایندی است كه میتواند در انجام این امور مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی، تصمیمگیری در شكل معمول آن نیست بلكه از طریق فرایند برنامه ریزی، مجموعهای از تصمیمات هماهنگ اتخاذ میشود. برنامه ریزی میتواند برای زمان حال یا آینده انجام شود.
بر طبق این تعریف، تصمیمگیریهای مقطعی و ناپیوسته و اتخاذ سیاستها برای پیشبرد سازمان در زمان حال یا آینده برنامه ریزی نیستند. برنامه ریزی متكی بر انتخاب و مرتبط ساختن حقایق است. حقایق مفاهیم واقعی، قابل آزمون و اندازهگیری هستند. دیدگاهها، عقاید، احساسات و ارزشها به عنوان حقایقی تلقی میشوند كه فرایند برنامه ریزی بر اساس آنها سازمان داده میشود. همانطور كه اشاره شد برنامه ریزی صرفاً یك فرایند تصمیمگیری نیست بلكه فرایندی شامل روشن ساختن و تعریف حقایق و تشخیص تفاوت بین آنهاست یا به عبارتی گونهای فرایند ارزیابی است كه در پایان آن، در انتخاب حقایق ارزیابی شده تصمیمگیری میشود.
برنامه بیانی روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصمیمات است. برنامه خروجی فرایند برنامه ریزی است اما برنامه ریزی یك فرایند پیوسته است كه بیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه مییابد. برنامهها تهیه شده و اجرا میگردند.

******************

چند توصیه برای آموزش مدیریت :
اولین اولویت در آموزش ، كمیته راهبری كیفیت است . آموزش این گروه باید اولین كار نماینده مدیریت یا مشاوراستخدامی باشد ، زیرا آنها مسئوول اجرای كل سیستم كیفیت هستند و مدیریت باید به سرعت شناخت كاملی از جزئیات استانداردها بدست آورد . آنها باید از تلاش اجرای درون سازمان مربوط به خود پشتیبانی نموده ، آماده پاسخگویی به پرسش های كاركنان خود باشند . آگاهی و دانش مشروح آنها مؤثرترین ابزار برای نشان دادن تلاش سازمانهای تحت مسئوولیت آنها در حمایت از فرایند دریافت گواهی می باشد .
نخست باید یك دیدگاه كلی از كل استانداردها به كمیته راهبری كیفیت داده شود . لازم است آنها دركی كلی و عمیق از استانداردها و روند دریافت گواهینامه داشته باشند . آموزش آنها باید به روشنی بیانگر نقش رهبرگونه و مسئوولیت آنها در اداره سیستم كیفیت باشد .
باید به كمیته راهبری كیفیت جزئیات ISO 9000  را نیز آموزش داد . بدین منظور ، در جلسات آموزش مرور دقیق و جزء به جزء  هر عنصر از استاندارد باید انجام شود ، و بار دیگر هر مدیر باید بتواند براحتی نظرات و سئوالات خود را بیان كند . بعلاوه كمیته راهبری باید در مورد هر عنصر ، نیازمندیها و ارزش تجاری آن ، به تفاهمی جامع برسد.
چند توصیه برای آموزش سطوح سرپرستی :
تمامی سرپرستان باید آموزشی جامع دیده باشند تا بتوانند به پرسش های كاركنان پاسخ گویند . آنها باید هدف زمانبدی و دلایل پیگیری دریافت گواهی را درك كنند . افرادی كه در پست های سرپرستی انجام وظیفه می كنند ، باید یك درك و شناخت كلی از استاندارد ISO 9000  و گواهینامه سیستم كیفیت داشته باشند .
افراد شاغل در پستهای سرپرستی ، مسئوول آموزش نیروی كار می باشند . هیچ روشی برای یادگیری مطالب ، بهتر از آمادگی برای آموزش آن به دیگران نیست . این روش دو مزیت دارد : نخست در جهت گسترش درك و آگاهی سرپرستان گروه می باشد . دوم به روشنی نشان دهنده تعهد و حمایت آنها نسبت به بقیه نیروی كار است .
چند توصیه برای آموزش نیروی كار :


*******************

خلاقیت همراه با مدیریت تغییر

مقدمه
درمقاله حاضر، ضمن بیان نمونه ای از طوفان ذهنی، كه سبب كسب موفقیت در زمینه كوهنوردی شده است، ضمن ارائه پندهایی برای تجار، ارتباط مستقیم استعداد را با ژن ها انكار كرده، معتقد است هركسی صلاحیت خلاقیت را دارد و تنها چیزی كه در زمینه بروز خلاقیت موثر واقع می شود، تحریك مغز است وهرچه بیشتر درجهت رشد ذهن از آن استفاده شود، نتایج بهتری را به ارمغان می آورد.
این مقاله همچنین برای مدیران سازمانها، راهكارهایی جهت هدایت و پرورش خلاقیت ارائه كرده است كه با بهره گیری از آن خواهند توانست محیطی مناسبتر برای رشد و پویایی افراد فراهم سازند و از این طریق عملكرد سازمان خود را نیز بهبود بخشند.
درمورد طوفان ذهنی و طراحی ابزار برای ایجاد این صاعقه ذهنی، «مك گارتلند» تكنیك های جرقه زدن عقاید جدید را برای رهبری سازمانها به وسیله این عقاید نو و بهبود اجرای كار، پیشنهاد می كند با «گریس» در آدرس http://www.thunderboltthinking.com ارتباط برقرار كنید.
در سال 1975 «كولینز» به عنوان اولین فرد به قله سایكو واقع در «دورادوكایون» نزدیك «بولدر» در «كلرادو» صعود كرد. سالها بود كه كوهنوردان تلاش كرده بودند این قله را فتح كنند. آنها ناموفق بودند چون گستردگی صخره بیش از پهنای بازوان آنها بود. «كولینز» دریافت هنگامی كه بازوانش بیش از اندازه برای رسیدن به نوك صخره كوتاهند، پاهایش این چنین نیستند سپس او راهی برای نگهداشتن صخره برای رفتن معكوس، پیشنهاد كرد. راه او این بود: استفاده از پاها وانگشتان پا برای نگهداشتن صخره. پس از آن او موفق شد كه به كمك بازوانش به نوك كوه برسد.
به عبارت دیگر، با چرخاندن خودش به سمت بالا، «كالینز» روش جدیدی برای صعود به یك صخره غیرقابل صعود پیدا كرد. او ارتباطات موجود در فرایند صعود با روش جدید را پیدا كرد كه ثمره اش یك راه حل ابداعی بود.
درسهایی برای تجار
چه موقعی لازم است شما فكرتان را به روش معكوس منعطف سازید؟ داستان «كولینز» درسهایی برای به كارگیری خلاقیت در محیط كار داشت. هریك از ما ظرفیت پیروزی بر خلاقیت به كار گرفته شده توسط رقبای تجاری را دارد. خلاقیت یك مهارت است كه می‌توان آن را آموخت.
همان گونه كه خلاقیت، فرایند به كارگیری منابع موجود در زمینه های جدید است. نوآوری، فرایند تنظیم عقاید موثر و یافتن راههایی برای عملی نمودن این ارتباطات است.
نوآوری عبارت است از: «یك تغییر جهت اصولی به منظور دستیابی به نتایج بهتر». 
نوآوری = خلاقیت + تغییر

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic